|
به پایان می رسد آری شبی آشوب چشمانت
صدایم میزند آواز گرم و خوب چشمانت
شکستم من شکستی این چنین از عشق زیباتر
که شاید ذره ای گردد ،دلم محبوب چشمانت
دلی شفافتر از آیینه از آب میناتر
به پایت ریختم شاید شوم مخروب چشمانت
اگر منصور وارم می پذیری عشق حاشا کن !
مرا بشکن فدای تو !منم مصلوب چشمانت

|