تبليغاتX
.:حرفهای نگفته:.
.:حرفهای نگفته:.



برای باور کردن افراد....

برای باور کردن افراد....هرگز به حرفها تکیه نکن....زیرا فراموش خواهند شد....هرگز به چشمها بسنده نکن...زیرا تغییر خواهند کرد....تنها... اعمال انسانها هستند که قابل استناد و توجه اند. و در آخر....لحظات زندگی ات را با کسی بگذران که نه الزاماْ هم درد تو....بلکه.....هم شأن تو باشد

 

سه شنبه بیست و یکم اسفند 1386 |

 
خدا می داند

خدا می داند که چقدر سخت تلاش کرده ای ،وقتی سخت گریسته ای و قلبت مملو از دردست خدااشک هایت را شمرده است ، وقتی احساس می کنی که زندگیت ساکن است و زمان در گذر است خدا انتظارت رامی کشد ، وقتی هیچ اتفاقی نمی افتد و تو گیج و نا امیدی خدابرایت جوابی دارد ، اگر نا گاه دیدگاه روشنی را در مقابلت آشکار سازد و اگر بارقه ی امید در دلت جرقه زد خدا در گوشت نجوا کرده است ، وقتی اوضاع رو به راه می شود و تو چیزی برای شکر کردن داری خدا تو را بخشیده است ، وقتی اتفاقات شیرین و دلچسبی رخ داده است و سراسر وجودت لبریز از شادی گشته است خدا به تو لبخند زده است ، به یاد داشته باش هر جا که هستی و با هر احساسی خدا می داند....

 

دوشنبه بیستم اسفند 1386 |

 
جدایی

اتل متل جدايي ... عروسکم کجايي ؟

گاو حسن پريشون ... يه دل داره پر از خون

عشقم که رفت هندستون ... خونه ام شده قبرستون

 يه عشق ديگه بردار ... يه دنيا غصه بردار

اسمشو بذار بچگي ... تا آخر زندگي

 هاچين و واچين تموم شد ... عمر منم حروم شد

 

شنبه هجدهم اسفند 1386 |

 
تو اگر می دانستی

تو اگر می دانستی که چه شوری دارد ! که چه حالی دارد !

خنجر از دست عزیزان خوردن ،

اینقدر زود نمی رنجیدی

و نمی پرسیدی

خنجر سینه خود را که برآن

نقش دستان عزیزیست چرا می بوسم؟!

کاش می فهمیدی !

در مرام عشاق 

رنجش از دست عزیزان ، کفر است

 

شنبه هجدهم اسفند 1386 |

 
ای صمیمی

 

ای صمیمی ای دوست

گاه و بیگاه لب پنجره خاطره ام می آیی

دیدنت ...

حتی از دور آب بر آتش دل می پاشد

آنقدر تشنه دیدار توام که به یک جرعه نگاه تو قناعت دارم

دل من لک زده است ، گرمی دست تو را محتاجم

... و دل من به نگاهی از دور طفلکی می سازد

ای قدیمی ، ای خوب ...!

تو به من فکر کنی یا نکنی

من به یادت هستم من صمیمانه به یادت هستم

آرزویم همه سر سبزی تواست

دایم از خنده لبانت لبریز ، دامنت پر گل باد

 

شنبه هجدهم اسفند 1386 |

 
حدس می زنم

و حدس می زنم شبی مرا جواب میکنی
و قصر کوچک دل مرا خراب میکنی
سر قرار عاشقی همیشه دیر کرده ای
ولی برای رفتنت عجب شتاب میکنی
من از کنار پنجره تو را نگاه میکنم
و تو به نامدیگری مرا خطاب می کنی
چه ساده در ازای یک نگاه پک و ماندنی
 هزار مرتبه مرا ز خجلت آب میکنی
به خاطر تو من همیشه با همه غریبه ام
تو کمتر از غریبه ای مرا حساب میکنی
 و کاش گفته بودی از همان نگاه اولت
که بعد من دوباره دوست انتخاب می کنی

 

 

 

شنبه هجدهم اسفند 1386 |

 
یه مسافر

یه مسافر ، یه غریبه ، یه شبم بی پنجره
میروم با کوله بار سرگذشت و خاطره
خسته ام از خستگی ها، خسته از این لحظه ها
میشمارم لحظه ها را ، بر نمیارم صدا
قصه های من غمگین ، اگه تلخه اگه شیرین
میروم تا واسه فردا ، بسازم دنیای رنگین
هر جا میرم همه میگن یه غریبه اومده
نمیبینم همصدایی ، اینم از بخته بده
من پر امیدم و دلم در التهابه
میرم که تا در غربتم نوری بتابه
ای زندگی بیزارم از بیهوده بودن
میرم که تا پیداکنم فردایی روشن
هر جا میرم همه میگن یه غریبه اومده
نمیبینم همصدایی ، اینم از بخته بده

 

شنبه هجدهم اسفند 1386 |

 
به پایان می رسد

به پایان می رسد آری شبی آشوب چشمانت

صدایم میزند آواز گرم و خوب چشمانت

شکستم من شکستی این چنین از عشق زیباتر

که شاید ذره ای گردد ،دلم محبوب چشمانت

دلی شفافتر از آیینه از آب میناتر

به پایت ریختم شاید شوم مخروب چشمانت

اگر منصور وارم می پذیری عشق حاشا کن !

مرا بشکن فدای تو !منم مصلوب چشمانت

 

دوشنبه سیزدهم اسفند 1386 |

 
...اگر

اگر ماه بودم به هر جا که بودم سراغ تو را از خدا میگرفتم

اگر سنگ بودم به هر جا که بودم سر رهگذار تو جا میگرفتم

اگر ماه بودی به صد ناز شاید لب بام من مینشستی

اگر سنگ بودی به هر جا که بودی مرا میشکستی مرا میشکستی

 

یکشنبه دوازدهم اسفند 1386 |

 
بیداد

من ز بیداد تو هرگز نکنم ناله و درد

داد از آنکس که چنین چهره زیبا به تو داد

سوختم سوختم از هجر به فریادم رس

 پیش از آن روز که از خانه ام آید فریاد

توبه کردم که دگر دل به کسی نسپارم

اگر از حلقه گیسوی تو گردد آزاد

غافلی در شب هجران تو چون می سوزم

آنچنان مست که پروانه ز من گیرد یاد

یکشنبه دوازدهم اسفند 1386 |

 
من باختــــــــــــــــــــم

من باختــــــــــــــــــــم ...

من پذيرفتم شكست خويش را         پندهاي عقل دورانديش را

من پذيرفتم كه عشق افسانه است       اين دل درد آشنا ديوانه است

مي روم شايد فراموشت كنم            در فراموشي هم آغوشت كنم

مي روم از رفتن من شاد باش           از عذاب ديدنم آزاد باش

آرزو دارم بفهمي درد را                تلخي برخوردهاي سرد را

 

 

یکشنبه دوازدهم اسفند 1386 |

 
نصیحت

هميشه براي كسي بخند كه ميدوني به خاطر تو شاد ميشه

واسه كسي گريه كن كه ميدوني وقتي غصه ‏داري و اشك ميريزي برات اشك ميريزه

براي كسي غمگين باش كه در غمت شريكه

عاشقه كسي ‏باش كه دوستت داشته باشه

 

شنبه یازدهم اسفند 1386 |

 
جرم عاشقی

سه شنبه هفتم اسفند 1386 |

 
حرف دل

خیلی وقته دنبال یه جای ساکت و آرومم که با خودم خلوت کنم اما هنوز نتونستم پیدا کنم هرجایی یه نفر هست یا یه عاملی مزاحمه . احتیاج به یه سکوت طولانی دارم یه سکوت عمیق و طولانی که فکر کنم ، به خودم ، به آدمای دور و برم ، به دروغ هایی که می گم، به دروغهایی که می شنوم ، به این زندگی که همش فریبه حتی دلخوشیهاش.

نمی خواستم متنم پر از شکایت باشه اما چیکار کنم جای خلوت نیست . اگه اینجام حرفامو نزنم که دیگه .......

بعضی اوقات که با خودم خلوت می کنم و تنها می شم فکر می کنم چرا اومدم تو این دنیا؟

به قول خیام نیشابوری :

از آمدنم نبود گردون را سود

و از رفتن من جلال و جاهش نفزود

وز هیچ کسی نیز دو گوشم نشنود

کین آمدن و رفتنم از بهر چه بود؟

کی از خدا خواسته که من بیام تا تنها نباشه؟ یا اصلا بودنم واسه کی فایده داشته؟اما به هیچ نتیجه ای که نمی رسم بماند بدتر گیجم می شم.

نمی خوام ناشکری کنم . من تو زندگیم هیچی کم ندارم روزی 100000بارهم خدا رو شکر می کنم . نمی خوام داشته هامو به خاطر حسرت نداشته هام از دست بدم . اما متاسفانه تحمل یه سری از مسایل و که مطمئنم یه امتحان ساده است برای سنجیدن من ندارم. می ترسم ،می ترسم ایمانم از بین بره این یعنی آخر خط ......

نه ف خدایا خودت فقط خودت کمکم کن

به سمت خودت دست نیازمو دراز می کنم . خدا جون خودت از دلم باخبری می دونی چی توشه کمکم کن و از همه مهمتر با همه بزرگیت

من و ببخش

 

دوشنبه ششم اسفند 1386 |

 
....تنهایی

سعي کن تنها باشي...زيرا تنها به دانيا آمدي و تنها از دنيا خواهي رفت......بگذار عظمت عشق را درک نکني.....زيرا آنقدر عظيم است که تو را نابود خواهد کرد....بگذار خانه ي قلبت خالي از عشق باشد....زيرا اگر عشقي در آن منزل را بزند به ويرانه هاي آن هم رحم نخواهد کرد

شنبه چهارم اسفند 1386 |

 
....رویاهایت را

رویاهایت را به خاطر بسپار

به آنها زندگی ببخش ، بپروران

چه موهبت هایی  تنها از آن ماست

ولی هرگز مجال ظهور نمی یابند

ما آبستن موهبتی هسیتم

تا به دنیا بیاوریم   

و هدف پیشکش کردن چنین هدیه ای است

که گر تنها چند تن را هم بهره ای ازآن باشد

دنیای ما جای بهتری خواهد شد

برای زیستن

                                                                   سوزان استازوسکی

جمعه سوم اسفند 1386 |

 
.....یک صندلی

 

 

جمعه سوم اسفند 1386 |

 
فرشته بیكار

روزی مردی خواب عجیبی دید او دید كه پیش فرشته هاست و به كارهای آن ها نگاه می كند هنگام ورود دسته بزرگی از فرشتگان را دید كه سخت مشغول كارند و تند تند نامه هایی را توسط پیك هایی که از زمین می رسند باز میكنند و آن ها را داخل جعبه می گذارند مرد از فرشته ای پرسید شما چكار می كنید فرشته در حالی كه داشت نامه ای را باز میكرد گفت اینجا بخش دریافت است و دعاها و تقاضاهای مردم از خداوند را تحویل می گیریم مرد كمی جلو رفت باز تعدادی از فرشتگان را دیدكه كاغذ هایی را  داخل پاكت می گذارند و آن ها را توسط پیك هایی به زمین میفرستند مرد پرسید شما چه می كنید یكی از فرشتگان با عجله پاسخ داد این جا بخش ارسال است ما الطاف و رحمت های پروردگار را برای بندگانش می فرستیم مرد كمی جلوتر رفت و دید یك فرشته بیكار نشسته مرد با تعجب پرسید شما بی كارید فرشته جواب داد این جا بخش تصدیق جواب است مردمی كه دعا هایشان مستجاب شده باید جواب بفرستند ولی عده بسیار كمی جواب می دهند مرد از فرشته پرسید مردم چگونه میتوانند جواب بفرستند فرشته پاسخ داد بسیار ساده فقط كافی است بگویند " خدایاشكر"

جمعه سوم اسفند 1386 |

 


با سلام من سعی دارم یه وبلاگ ادبی داشته باشم خیلی دوست دارم دوستای خوبمم کمکم کنند . امیدوارم بتونم از عهده اش بر بیام



 

 

 

 

تصاویر امروز
تشییع پیکر مسعود رسام
فرصت ها
خانه سبز به قطار ابدی پیوست
چهلمین روز کوچ قاصدک
فرصتی نمانده است
دارد باران می بارد
چند جمله زیبا
کاش کودک بودیم
فردا دیر است....

 

 

RSS 2.0

<-BlogTitle->
<-BlogTitle->

<-BlogDescription->


<-PostTitle->

<-PostContent->
ادامه مطلب

<-PostDate-> |

 


با سلام من سعی دارم یه وبلاگ ادبی داشته باشم خیلی دوست دارم دوستای خوبمم کمکم کنند . امیدوارم بتونم از عهده اش بر بیام

<-BlogEmail->

 

 

<-LinkTitle->

 

<-ArchiveTitle->

 

<-PostTitle->

 

 

RSS 2.0

<-BlogCustomHtml->