تو را به جای همه کسانی که نشناخته ام دوست می دارم
تو را به خاطر عطر نان گرم
برای برفی که اب می شود دوست می دارم
تو را برای دوست داشتن دوست می دارم
تو را به جای همه کسانی که دوست نداشته ام دوست می دارم
تو را به خاطر دوست داشتن دوست می دارم
برای اشکی که خشک شد و هیچ وقت نریخت
لبخندی که مهو شد و هیچ گاه نشکفت دوست می دارم
تو را به خاطر خاطره ها دوست می دارم
برای پشت کردن به ارزوهای مهال
به خاطر نابودی توهم و خیال دوست می دارم
تو را برای دوست داشتن دوست می دارم
تو را به خاطردود لاله های وحشی
به خاطر گونه ی زرین افتاب گردان
برای بفشیه بنفشه ها دوست می دارم
تو را به خاطر دوست داشتن دوست می دارم
تو را به جای همه کسانی که ندیده ام دوست می دارم
تو برای لبخند تلخ لحظه ها
پرواز شیرین خا طره ها دوست می دارم
تورا به اندازه ی همه ی کسانی که نخواهم دید دوست می دارم
اندازه قطرات باران ، اندازه ی ستاره های اسمان دوست می دارم
تو را به اندازه خودت ، اندازه ان قلب پاکت دوست می دارم
تو را برای دوست داشتن دوست می دارم
تو را به جای همه ی کسانی که نمی شناخته ام ...دوست می دارم
تو را به جای همه ی روزگارانی که نمی زیسته ام ...دوست می دارم
برای خاطر عطر نان گرم و برفی که آب می شود و برای نخستین گناه
تو را به خاطر دوست داشتن...دوست می دارم
تو را به جای تمام کسانی که دوست نمی دارم...دوست می دارم
می گوید 99 صفحه ی آن را خالی می گذارم و در خط آخر صفحه ی آخر می نویسم که امید آخرین چیزی است که می میرد
مراقب افکارت باش ، آنها به گفتــــــــار تبدیل می شوند.
مراقب گفتارت باش ، آنها به کــــــــردار تبدیل می شوند.
مراقب کردارت باش ، آنها به عــــــــادت تبدیل می شوند.
مراقب عادتهایت باش، آنها به شخصیت تبدیل می شوند.
مراقب شخصیتت باش ، که ســــــــرنوشت تـــــو است.
و این آغاز انسان بود...
از بهشت که بیرون آمد، دارایی اش یک سیب بود. سیبی که به وسوسه آن را چیده بود. و مکافات این وسوسه هبوط بود.
فرشته ها گفتند: تو بی بهشت می میری. زمین جای تو نیست. زمین همه ظلم است و فساد.
انسان گفت: اما من به خود ظلم کرده ام. زمین تاوان ظلم من است. اگر خدا چنین می خواهد، پس زمین از بهشت بهتر است.
خدا فرمود: برو و بدان جاده ای که تو را دوباره به بهشت می رساند از زمین می گذرد، زمینی آکنده از شر و خیر، آکنده از حق و از باطل، از خطا و صواب، و اگر خیر و حق و صواب پیروز شد تو باز خواهی گشت وگرنه...
و فرشته ها همه گریستند. اما انسان نرفت. انسان نمی توانست برود. انسان بر درگاه بهشت وامانده بود. می ترسید و مردد بود. و آن وقت خدا چیزی به انسان داد. چیزی که هستی را مبهوت کرد و کائنات را به غبطه واداشت.
انسان دست هایش را گشود و خدا به او اختیار داد.
خدا فرمود: حال انتخاب کن. زیرا که تو برای انتخاب کردن آفریده شدی. برو و بهترین را برگزین که بهشت، پاداشِ به گزیدن توست. عقل و دل هزاران پیامبر نیز با تو خواهند آمد، تا تو بهترین را برگزینی. و آنگاه انسان زمین را انتخاب کرد. رنج و نبرد و صبوری را. و این آغاز زندگی انسان بود.
به نقل از وبلاگ روح و رو
عشق را وارد کلام کنیم
تا به هر عابری سلام کنیم
و به هر چهره ای که تبسم داشت
ما به آن چهره احترام کنیم
زندگی در سلام و پاسخ است
عمر را صرف این پیام کنیم
عابری شاید عاشقی باشد
پس به هر عابری سلام کنیم
سلام به همه دوستان گلم ....
ببخشید که یه مدتی نبودم از این به بعد سعی می کنم زود تر بیام
زندگی شاید همین باشد
یک فریب ساده و کوچک
آن هم از دست عزیزی که زندگی را
جز برای او و جز با او نمی خواهی
ای مردم مرا درون تابوت باز بگذارید تا همگان بدانند سیاه بخت از این دنیا رفته ام
دستهای مرا درون تابوت باز بگذارید تا همگان بدانند دست خالی از این دنیا رفته ام
چشم های مرا درون تابوت بازبگذارید تا همگان بدانند چشم انتظارازاین دنیا رفته ام
بر سنگ مزارم بنویسید که آشفته دلی خفته در این خلوت خاموشی
آنجا بنویسید که او زاده ی غم ز غمهای جهانی گشت

پرنده فقط یک پرنده بود
پرنده گفت : چه بویی ، چه آفتابی ، آه
بهار آمده است
و من به جست و جوی
جفت خویش خواهم رفت
پرنده از لب ایوان پرید
مثل پیامی پرید و رفت
پرنده کوچک بود ،
پرنده فکر نمی کرد
پرنده روزنامه نمی خواند
پرنده قرض نداشت
پرنده آدم را نمی شناخت
پرنده روی هوا و بر فراز چراغ های خطر،
در ارتفاع بی خبری می پرید
و لحظه های آبی را دیوانه وار تجربه می کرد
پرنده ، آه ، فقط یک پرنده بود

هر چشمه سار چشمه ي زمزم نمي شود
از صدهزار جام يكي جم نمي شود
مي لرزد از نسيم ملايم درخت بيد
از تندباد سرو سهي خم نمي شود
غواص بحر علم شوي گر هزار سال!
يك نكته از هزار مسلم نمي شود
ديوانه اي كه لذت ديوانگي چشيد
در صدهزار مدرسه آدم نمي شود
فرزانه را به كوي خرابات راه نيست
هرگز رقيب ،مونس و همدم نمي شود
صدسال خاك ميكده خوردند عاشقان
هر نورسيده ياور و محرم نمي شود
شايد نوازشي بتواند دوا كند
زخم جگر علاج به مرهم نمي شود
بخشش تمام كن! بگشا كانِ لعل را
با بوسه از حلاوت لب كم نمي شود
با شوق ديدنت غم دل كم نمي شود
«كيوان» و زندگاني پر غم نمي شود

مي شود بلبل به جاي سار بود
مي توان گل بوته جاي خار بود
مي شود تا آخرين روز حيات
بازهم در انتظار يار بود
مي شود در عالم چوبينه ها
بيد مجنون جاي چوب دار بود
مي شود لبخند شد روي لبي
تا شعاري روي يك ديوار بود
مي شود مانند چشمان خمار
زندگي بخشيد و خود بيمار بود
مي شود بي هيچ مزد و منتي
خاطري افسرده را غمخوار بود
مي شود تا آسمانها رفت، شب
تا سحر با اختران بيدار بود
كاري از دستت نمي آيد دگر
مي شود يك عمر بي آزار بود
با تمام اين شرايط مي شود
از محبت ، از وفا سرشار بود
همچو «كيوان» در مداري مي شود
در گذرگاه زمان تكرار بود

اين خاك ايران مي كنم عمري اگر باشد
مافات جبران مي كنم عمري اگر باشد
ميخانه را بار دگر از نو بنا سازم
خدمت به مستان مي كنم عمري اگر باشد
با زور و زر نامردمان کاخی بنا کردند
آن كاخ ويران مي كنم عمري اگر باشد
دشمن اگر بار دگر، خواب دگر،ديده است
خوابش پريشان مي كنم عمري اگر باشد
كل وجود و تك تك سلول هايم را
قربان ايران مي كنم عمري اگر باشد
تا سربلند و سرفراز و جاودان باشد
ترك سرو جان مي كنم عمري اگر باشد
در راه آباداني و سرسبزي ايران!
كاري چو(كيوان)مي كنم عمري اگر باشد

در جهان هرگز نشو مدیون احساس کسی
تا نباشد رایگان مهرت گروگان کسی
گوهر خود را نزن بر سنگ هر ناقابلی
صبر کن پیدا شود گوهرشناس قابلی
برای انسان های بزرگ ، بن بستی وجود ندارد.
چون بر این باورند که یا راهی خواهم یافت ، یا راهی خواهم ساخت
سلام دنبال یه مطلب در مورد مبعث تو اینترنت می گشتم که فکر کردم خودم تبریک بگم خیلی بهتره
حالا می خوام بگم :
مبعث پیامبر اکرم رو به همه ی شیهیان جهان تبریک می گم و به امید اون روزی هستم که همه اهمیت عدل و انصاف رو درک کنند .
من نباشم کی تو رویا ، موهاتو ناز میکنه ؟
کی با بالهای شکسته با تو پرواز می کنه ؟
راست بگو من که نباشم اخم های پیشونیتو
کی میاد دونه دونه با حوصله باز می کنه ؟
من نباشم کی میاد ناز نگاتو می خره ؟
کی میاد دنبال تو ،تو رو تا خورشید ببره ؟
کی می گه حق ها همیشه با توه ؟
واسه ی خاطر تو جون می ده پشت پنجره !!!
من اگه نباشم کی واسه همیشه تورو می پرسته ؟
کی برات می میره ؟ کی نمی شه خسته ؟
کی تورو می ذاره روی دوتا چشماش ؟
کی اگه نباشی می گیره نفس هاش ؟
من نباشم ، کی تحمل می کنه حال تورو ؟
با رقیب رفتن و اذیت و آزار تورو !!!
تو خودت داور میدون شو ، بگو !!!
کیه که جواب نده تلخی رفتار تورو ؟
من نباشم کی برات قصه می گه تا بخوابی ؟
کی میاد سراغ رویات ،تو شبهای مهتابی ؟
کی بیداره تا تو خوابت ببره ؟
کی قایم می شه توی ابرا ، که راحت بتابی ؟
کی قایم می شه توی ابرا ،که راحت بتابی؟
من اگه نباشم کی واسه همیشه تورو می پرسته ؟
کی برات می میره؟ کی نمی شه خسته ؟
کی تورو می ذاره روی دوتا چشماش ؟
کی اگه نباشی می گیره نفس هاش؟
من اگه نباشم کی واسه همیشه تورو می پرسته؟
من اگه نباشم
من اگه نباشم
من اگه نباشم




